السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

306

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( باب دهم قصّهء ايّوب ( ع ) ) خداى متعال در سورهء انبياء مىفرمايد : ( ايوب آن زمان كه پروردگارش را ندا كرد كه همانا به من بلا و مصيبت رسيده و تو مهربانترين مهربانانى ، پس ما او را اجابت كرديم و بلا را از او بر طرف نموديم و خاندانش را دو چندان به او بخشيديم تا رحمتى از جانب ما و ذكرى براى عبادت‌كنندگان باشد [ 1 ] ) . در سورهء ص مىفرمايد : ( ياد كن بندهء ما ايوب را آن زمان كه پروردگارش ندا كرد ، پروردگارا از جانب شيطان بلا و مصيبتى به من رسيده است و ما فرمان داديم : با پايت بر زمين بكوب ، چشمه‌اى سرد و خنك و گوارا مىجوشد و ما به او و خاندانش دو چندان افاضه كرديم از جهت رحمت و براى اينكه ذكرى براى صاحبان خرد باشد و به دست خود دسته‌اى از شاخهء نازك بگير و با آن ضربه بزن و سوگند خود را حفظ كن ، همانا او را صابر يافتيم ، چه بندهء خوبى ! همانا او بسيار به درگاه ما رجوع مىكرد [ 2 ] ) . امين الاسلام طبرسى طاب ثراه مىگويد : نداى ايّوب در مقام دعا براى بر طرف شدن بلا و مصيبت و مكروهى بود كه به او رسيده بود و گفته شده در همان زمان كه مشغول مناجات بود ، شيطان در او وسوسه مىكرد و به او مىگفت : مشقّت و اندوه تو طولانى شده و پروردگارت به تو رحم نمىكند و نيز گفته‌اند : شيطان نعمات سابق را به ياد او مىآورد تا نااميد شده و زبان به كفر بگشايد ، امّا او صبر و مقاومت به خرج داد و كاملا تسليم امر الهى بود . گفته‌اند : آنقدر مرض آن حضرت شدّت گرفت كه مردم از او دورى گزيدند و شيطان ميان مردم وسوسه كرد كه او را آلوده پندارند و از ميان خود برانند و اجازه ندهند ، همسر او كه خدمتگزار وى بود به شهر آنها وارد شود و ايّوب ( ع ) از اين جهت بسيار آزرده و متألم گشت ، امّا شكايتى نكرد ، چون همه وقايع را ناشى از امر الهى مىدانست . قتاده مىگويد : اين مصيبتها هفت سال به طول انجاميد و اين مطلب را از امام

--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 84 - 83 . [ 2 ] سوره ص ، آيه 44 - 42 .